خواهر کوچولو
خواهرکوشولو
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
پنجشنبه 27 تیر ماه سال 1387
نمی خواد

سلااااام به همممممممممه دوستای گلم.

اول:

تو رو خدا نزنین پس کلم! تقصیر خودم نیست. میدونم تموم شده همه چی ولی بازم من تنبلم؟؟؟ بازم نمی خوام الکی قول بده ولی سعی می کنم بیشتر به اینجا برسم و زود به زود به روزش کنم. البته با مطلبای خوب!

دوم:

این روزا عجیب اعتماد به نفسم بالا رفته مثبت اندیش شدم و همه لیوانه رو پر میبینم!!! حالا اگه با کله نخورم زمین خوبه! این خواهر کوچولو کی می خواد خوب بشه خدا میدونه. در آن واحد هم اعتماد به نفسش بالاست و هم خودشو هیچی نمبینه!!! 

سوم:

بی ربط گویی ها رو میذاریم به آخر پست و شروع می کنم به نوشتن یه مطلب!

دیروز روز پدر بود! نرسیدم! نرسیدم که تبریک بگم بهش. آه دلم خیلی می خوادش ولی افسوس که... دوسِت دارم بابا

خدایا همیشه میام به تو میگم هم چی رو و همیشه هم شرمنده تو ام. خدایا بابام رو خودت مراقبش باش و نذار روحش عذاب ببینه. به ما هم بگو چیکار کنیم تا مایه عذابش نباشیم.

پ ن:

داریم میریم عروسی کسی نبوووووووووود؟

 

 

 

 

یکشنبه 16 تیر ماه سال 1387
آخی

سلام

بالاخره تموم شد!!!

البته خیلی وقته که تموم شده ها ولی الان دارم حسش می کنم.

بابا منظورم امتحاناتمونه. نتیجه ها هم نصفه اومده یعنی فقط یکی! خب بازم جای شکرش باقیه! دارم از تعطیلات کمال استفاده رو می کنم. جالب بود برنامه امتحانات من یه جوری بود که از روز اول که شروع میشد ما امتحان داشتیم تا آخرین روز امتحانات!!! یه ماه میشد تقریبا. بکوب سرم تو کتاب بود (آه اه اه اه ). حالا صب بخواب تا هر وقت دلت می خواد. شب بشین پای کامی و اینترنت و .. وااااااااای! هی بشین بازی کنُ جدول حل کن چه میدونم برو بیرون خوش بگذرون. بی خیال ترم تابستون که یه دو ماه دیگه امتحان دارم!

خب بازم میام دیگه ...

سه شنبه 11 تیر ماه سال 1387
رسوا

خواهی نشوی همرنگ

            رسوای جماعت شو...

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 28448


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
موجودی به اسم خواهر کوچولو
شناسنامه کامل من...