خواهر کوچولو
خواهرکوشولو
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1387
نیم وجبیا

سلام

اول:

ما خواهر زاده هایی  داریم که بسی بامزه تشریف دارن.  نیم وجبی ها توی وجود شونحس سر کار گذاشتن من خیلی زیاده! یه روز داشتم خونه رو جارو می کردم دیدم مطهره خانوم اومده و کنارم وایساده و زل زده به من. گفتم چیه چی شده. گفت: اینجات یه چیزی چسپیده و اشاره کرد به دماغش.

همینکه دستم به دماغم خورد یهو گفت: بیییییییییییییییییب !!!!!!

اون یکی نیم وجبی (محمد) نشسته یهو  با حالتی جدی میگه اونجا رو نیگاه. همینکه نگاه کردم یهو می خنده و میگه اِ اِ نگاه کرد!!!!

مطهره یه عروسک داره که اسمش رو گذاشته کله کچل. همیشه اینم سوالشه که چرا کلش کچله؟ حالا که کچله چرا داره میخنده!!! حالا من می خوام این سوالو از شما بپرسم.

چرا کله این کچل شده. حالا که کلش کچله چرا داره می خنده؟

اینم عکس خودش و عروسکش.

 

 

سوم:

فکر کنم دو روز دیگه روز معلم باشه. گرچه هیچه ولی به هر حال روز معلم رو به همه معلما تبریک می گم و یه تبریک خصوصی به آقا معلم.

 

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 28422


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
موجودی به اسم خواهر کوچولو
شناسنامه کامل من...