خواهر کوچولو
خواهرکوشولو
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
چهارشنبه 25 مهر ماه سال 1386
خونه

سلام به همه خوبین همه

من دلم تنگه برای همه کس برای همه چیز

دلم خواهر و برادرام رو می خواد دلم همتون رو می خواد

گفته بودم که دیگه کم میام

حالا دیگه اصلا نمی تونم بیام  نه میام ولی دیگه خیلی کمتر . مگه میشه  مگه میشه مگه میشه ترک وطن کرد؟؟؟؟

همتون رو خیلی دوست دارم.

کلاسها شروع شده و من خوابگاهم . کافی نت هم متاسفانه از خونه ما دوره.

بذاریسن یه کمی از خونه مون براتون بگم.

خونه ما مثل خونه مادر بزرگه نیست. کنار خونه ما هیچوقت سبزه زار نیست. دشت نداره که پر از بوی گل باشه. هوا هم گرمه و هیچوقت بهار نیست.

دلا مهربونن اینجا. شادی هم داریم. خوشبختی هم روی دیوار نشسته و داره نیگامون می کنه و بهمون لبخند میزنه.

پیش من بیان دوستای عزیز دلم به دیدار چند لحظه ای شما خوشه.

در اولین فرصت میام و وبلاگم رو به روز می کنم.

من ترک می و ساغر و هستی نکنم............

همگی در پناه حق

الان دیدم اقا موشه منو به یه بازی دعوت کرده دلم می خواد شرکت کنم

خودتونو معرفی کنین: من سرونازم. خواهر کوچولو دلم می خواد خواهر کوچولوی همه باشم. کمی تا قسمتی بی دست و پا البته دارم دست و پاهامو زیاد می کنم. شاید یه کمی هم لوس باشم. واقعی شاید کمتر ولی مجازی بیشتر لوسم.

فصل و ماهی و روزی که دوس داری: از زمستونای شهرمون خوشم میاد. دوستش دارم. ماه هم همه ماهها رو دوس دارم.

رنگ تو: نارنجی

غذای مورد علاقه: الانی دلم غذاهای مامانم رو میخواد

موسیقی مورد علاقه: از همین موزیکای امروزی خوشم میاد. گروه اریان برام یه چیز دیگست. قمیشی  رو هم گوش می کنم. اصلا از بیشتر موزیکا خوشم میاد بستگی به حالم داره تو اون لحظه

بد ترین ضد حالی که خوردی: اینکه دوربینم رو بردم زیر بارون البته مواظبش بودما ولی مانیتورش خراب شد الانم رفته تعمیر.

بزرگترین قولی که دادی: قول دادم که یه یه کسایی دوری کنم. به داداش بزرگم عادل

بهترین خاطره زندگیت: روزهایی که با خونواده ام دور همیم بهترین خاطره هاست برام. همینطور روزهای با هم بودنمون توی این دنیای مجازی. وقتی خونه بی بی بودم هم خیلی خوش می گذشت.

برای کی دعا می کنی: برای خونوادم که همیشه سالم باشن و همیشه دور هم باشیم.

به کی نفرین می کنی: کسی رو نفرین نمی کنم.

وضعیتت در ۱۰ سال اینده: درسم رو خوندم مشغول به کارم. دیگه نمی دونم.

حرف دلت: دلم خیلی حرف داره که می خواد بگه................ یکیشو میگم همتون رو خیلی دوس دارم

خوب فکر کنم یه سری رو باید دعوت کنم. من داداش امین از نیمکت قاصدک صدر سعید اقا معلم اگه شرکت کنه داداش کوچولو نیلوفر شاذه جون اقا رضا اگه شرکت کنه

دیگه یادم نمیاد

سه شنبه 3 مهر ماه سال 1386
نمی دونم

سلام به همه دوستای خوبم

خیلی وقته که نبودم خیلی وقت هم نیستا یه ماهی شاید بشه.

خیلی دوس داشتم بیام از دوهفته ای که اصلا نیومدم خیلی سعی کردم.

به امید خدا تا یه هفته دیگه باید برم. البته بر می گردم. ولی خوب مثل سابق نمی تونم بیام. واسه همین می خواستم یه جورایی خودمو ترک بدم. اما مگه میشه. از هر چی دست بکشم از این دنیای نمی توم بگذرم. من اینجا یه زندگی دیگه دارم. اینجا می تونم خواهر کوچولوی یه عالمه خواهر و برادر باشم.

هنوز معلوم نیست برم یا نه دلم واسه همه چی تنگه. دلم واسه وبلاگم تنگه. اشتباه کردم که نیومدم و یه جورایی خودمو محروم کردم.

یه سری اتفاق افتاده واسه خونواده وبلاگیم. شاید دلیلش نبود من نباشه ولی حتما تاثیر داشته. خدا کنه دوباره رویای شیرینمون پا بگیره و الا تاوان سختی رو میدم.

راستش رو بخوای توی این چند وقتی که عضوی از این خونواده شدم خیلی به هم وابسته شدیم. چند تا خواهر و برادر بودیم همراه با یه مامان ناز. اولش اینجوری بود. کم کم یکی یکی کم شدیم. حالا همش سه نفر چهار نفر مونده بودیم.

الان من نمی دونم چرا خونه نیمکتی ما خالی شده. فقط یه عکس ازش مونده!

با این تیتر ( نیمکت خالی من)!!!!!!!!!!!!!

من دارم چی می گم. نمی خواستم اینا رو بگم. همه سعی خودم رو می کنم تا دوباره نیمکتمون پا بگیره.

از دوستای نیمکتیمون می خوام که بیان به این آدرس.http://allb00m.blogsky.com

بازم میام.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 28430


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
موجودی به اسم خواهر کوچولو
شناسنامه کامل من...