X
تبلیغات
رایتل
خواهر کوچولو
خواهر کوچولو

خواهرکوشولو


نخلستون

سلامی دوباره . یه سلام پر از خوشی. یه سلام پر از درختای نخل.

چیه دارم مثل مجری های تلوزیون سلام میکنم؟!! اخه دوباره الکی خوشم.

امروز صبح بالاخره رفتم توی نخلستونا. صبح کله سحر بیدار شدم و رفتیم. با مهلا رفتیم. البته ساعت 5.15 دیگه کله سحر نیست و هوا روشنه.خدا خیرش بده مهلا رو که با من اومد. البته اونم یه دختریه که دست کمی از من نداره و در به در دنبال یکی میگرده که با خودش ببردتش بیرون. خوبه حالا هردومون یکی رو پیدا کردیم. دیگه حالا حالا ها دارین.

مقصد مشخصی نداشتیم. مهلا میگفت که یه باغی اینجاست که خیلی خوشگله. رفتیم اونجا. هوا خنک بود. هنوز خورشید ما رو ندیده بود. یه کمی نشستیم و کلی حرف زدیم. جالبه. ما همسایه هستیم. و از اون گذشته از اقوام دور همدیگه هم میشیم. ولی خیلی کم با هم رابطه داشتیم. از وقتی که صاحب وبلاگ شدیم، دوستیمون کم کم بیشتر شد. البته اونم به صورت اینترنتی. و حالا دوس دارم که بکشونمش توی دنیای واقعیت. شاید اگه قبلا به هم میرسیدیم، حرف زیادی برای گفتن نداشتیم ولی الان کلی حرف داریم. وقتی من به بچه هامون میگفتم میخوام فردا صبح با مهلا برم نخلستون، همه تعجب میکردن.

درختای نخل رو خیلی دوس دارم. یه شخصیت خیلی جالب دارن. احساس دارن. میفهمن. اگه باهاشون حرف بزنی، انگاری اونا هم به حرفهات گوش میکنن. انگار خیلی با خدا هستن. حس میکنم همیشه دارن ذکر میکنن. ای کاش میتونستم یه جوری حرفهای اونا رو بشنوم. میدونین قدیما خیلی خاطر خواه داشتن اینجا. غذای مردم اینجا همون خرما بوده و بس. ولی حالا دیگه غذا محسوب نمیشه. انگاری درختا اینو فهمیدن و یه کمی ناراحتن. به خاطر کمبود زمین، خیلیا درختا رو قطع کردن و خونه ساختن. یکی از باغهای ما هم هست که یه کمی ویران شده. یه روز با بچه ها رفتیم اونجا. دلم گرفت. اونجا جایی بود که وقتی بچه بودیم، همیشه پاتوقمون بود. عصرها میرفتیم اونجا. خواهرا با هم تصمیم گرفتیم که ابادش کنیم. همچین ویران هم نیست. یه کمی توجه میخواد. درختاش از بی توجهی یه کمی رنجور شدن.

دلم میخواد برم پیششون و نازشون کنم. دست بکشم رو تنشون . پوست زبرشون رو لمس کنم. اینجوری بهتر میتونم احساسم رو بهشون بگم و حس اونا رو درک کنم.

روز خوبی بود. همه چی داشت خوب پیش میرفت . ولی وقتی رسیدم خونه دیدم برق قطع شده. هوا هم که گرمه.

اینم چند تا از عکسای اون روزی

نخلستون

 

 

 

شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1386 توسط سروناز | 12 نظر

فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
اقامعلم
داداش من
رویدر من
نیمکت تنهایی من
هیچکس
شباهنگ
آیه های زمینی
ملکه صبا
اسطوره
عادی ترین دوست من
همیشه غایب من *سولماز*
یونس
واگویه ها
نرگسی
آخرین ترانه باران
عرفان
صدر
بادصحرا
مستانه
حضرت عشق
چشم تو چشم
خروس بی محل !!!!
کاکتوس
مهرزاد
نکارین
دری به سوی نگاه
چهر پنهان
باران
مهلا
عروسک بی تربیت
کلگر
خروس قندی
تکسوار عاشقی
آپلود عکس
قاصدک
نیلوفر مرداب
اشک های مسیح
شوخی با آدم فضایی
خودم
ای همسف آهسته تر ( باران)
نگاه من
آقا موشه
من و بهار
***سارا***
دروغی به نام عشق
طراح لباس
کتابگرد
معمار تنها
زیتون
آزاد مثل پرنده
عشق افلاین
نیاز
رپ ایرانی
بیداری
نسل سه
تا بی نهایت
حرفهای نگفتنی
جمهوری خود مختاره وروره
آرینوس
آسمان من
دنیای رجاله ها *روزبه*
وبسایت اختصاصی رویدر
خانوم معلم
دهکده غم * پسر ناز*
رویدر آنلاین
پرنده تنها
ستاره
ستاره سرخ
یه فنجون قهوه با طعم تمشک
نم نم
علی کوچولو
میکائیل
گالری مدل لباس و عکس
بیا تو بندر
گل یخ *مهربان*
دوبار تنهایی*رهی*
پسر خوانده
آیینه من
پارس تم
اشک های مسیح
نامه ای به خدا
آیینه من
شخص ثالث
اشک رویدر
مدرسه کلیک
احمق کوچولو!
نامه ای به خدا
فقط رویدر
رویدر نامه
رویای خیس
وب پاره
کدو تنبل
یورپلنگ رویدر
حامی
فریاد
طراحی ب۶ عماد
کتابخانه صفا
آسمونی
عادی
داداشی
قالب وبلاگ

شاید....

دانشجویان رویدر

RSS 2.0
تعداد بازدیدکنندگان : 170783

Designed By ParsTheme